قصه ی عشق

عاشقانه ها از همه جا و همه چیز...

وقتی رسیدی که شکسته بودم

از همه ی آدما خسته بودم

وقتی رسیدی که نبود امیدی

اما تو مثل معجزه رسیدی

 

وقتی رسیدی که شکسته بودم

از همه ی آدما خسته بودم

بعد یه عالم اشک و بغض  و فریاد

خدا تو رو برای من فرستاد

 

خوب می دونم جای تو رو زمین نیست

خیلیه فرق تو فقط همین نیست

آدمای قصه های گذشته

به کسی مثل تو میگن فرشته

 

فرشته ی نجات، فرشته ی نجات

تو جون ازم بخواه، اونم کمه برات

فرشته ی نجات، فرشته ی نجات

تو جون ازم بخواه، اونم کمه برات

 

رسیدی از یه جا که آشنا بود

شبیه تو فقط تو قصه ها بود

تو از یه جای خیلی دور اومدی

قفلو شکستی مثل نور اومدی

 

تو همونی که آرزوی من بود

همیشه هرجا روبروی من بود

شبا تو خوابم تو رو  دیده بودم

خیلی شبا بهت رسیده بودم

 

خوب می دونم جای تو رو زمین نیست

خیلیه فرق تو فقط همین نیست

آدمای قصه های گذشته

به کسی مثل تو میگن فرشته

 

فرشته ی نجات، فرشته ی نجات

تو جون ازم بخواه، اونم کمه برات

فرشته ی نجات، فرشته ی نجات

تو جون ازم بخواه، اونم کمه برات


 

 

bacheha ba arze poozesh ke dir be dir miam up konam...inam chandta axe jigar az eshghe man.

ho0o0o0oman....behem begin doost darin akhbare jadidesho bezaram too weblog ya na...melsiii.

hamatoono doost daram...bye bye.

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت 0:18 توسط فرانک




قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت